هنر جنگ

هنر جنگ - بسام عسلی - الصفحة ٢٦

٨. تعيين اولويتها در جبهه‌ اگر در اين پژوهش، بعد از بررسى عمومى جبهه‌هاى جنگ، به مطالعه تك‌تك جبهه‌ها بپردازيم، صورت روشن‌ترى از هر يك خواهيم داشت. عمر بن خطاب دراين‌باره پس از جنگ «يرموك» به فرمانده جبهه شمالى «ابوعبيده جراح» مى‌نويسد:
١. اما بعد، از شهر «دمشق» آغاز كنيد و بر آنان يورش بريد چه، آن، دژ شام و پايتخت كشورشان است.
٢. اهل «فحل»، «فلسطين» و «حمص» را با سواره نظام مشغول كرده از خودتان بازداريد.
٣. اگر خداوند اين شهرها را پيش از «دمشق» بر ما گشود، اين همان چيزى است كه ما مى‌خواهيم.
٤. اگر گشودن آنها تا زمان فتح دمشق به تأخير افتاد، كسى براى حفظ دمشق در آن بماند و تو و ديگر فرماندهان بر «فحل» يورش بريد.
٦. «شرحبيل» و «عمر» را بر «اردُن» و «فلسطين» بگمار.
٧. فرماندار هر شهر، فرمانرواى سپاهيان و مردم است تا زمانى كه از تحت امر او خارج شوند. «١» بدين‌گونه عمر، اهداف متعاقب يكديگر را تعيين نمود و براساس آنچه كه مصالح عمومى ايجاب مى‌كرد، در هر يك از آنها اولويت لازم را رعايت كرد. ديگر اينكه اهميت جنگ را نسبت به محورهاى عملياتى مشخص، و نتايج حاصله را تعيين كرد و آنچه را كه انجامش لازم است بيان نمود.
سعد بن ابى‌وقاص، كه از طرف عمر فرمانده عراق بود، طىّ نامه‌اى عمر را از تأخير ورود ايرانيان به قادسيه آگاه كرده و در اين مورد از او كسب تكليف مى‌كند؛ عمر در جواب سعد، چنين مى‌نويسد: